اي مردم چرا دچار شک و ترديد شده ايد و در وادي حيرت و سرگرداني گيج مي خوريد؟
آيا نشنيده ايد که خداوند مي فرمايد : (اي کساني که ايمان آورده ايد خدا را اطاعت کنيد و رسول و صاحبان امر را اطاعت نماييد)؟ آيا آنچه را که در اخبار و روايات درباره رويدادهايي که در زندگي پيشوايان شما ـ بر گذشتگان و آيندگانشان درود خدا بر آنان باد ـ بوده و رد آينده رخ نمي دهد ٬ نمي دانيد؟ آيانديده ايد چگونه خداي تعالي از عصر حضرت آدم عليه السلام تا زمان حضرت عسکري عليه السلام ٬ سنگرها و پناهگاههايي براي شما قرار داد که به آنها پناهنده شويد و پرچمها و نشانه هايي که بدانها هدايت گرديد ٬ بطوري که هر گاه پرچمي ناپديد شود ٬ پرچمي ديگر پديدار مي شود و هر گاه ستاره اي افول کند ٬ ستاره اي ديگر مي درخشد؟
وقتي که خداوند امام حسن عسکري عليه السلام را از دنيا برد ٬ گمان کرديد خداوند دينش را باطل کرد و سلسله پيوند خورده بين خود و مخلوقاتش را قطع ننمود٬ نه٬ چنين نبود و نخواهد بود تا روز قيامت فرا رسد و فرمان خدا آشکار گردد٬ در حالي که آنان را خوشايند نباشد.امام قبلي ــ حضرت عسکري عليه السلام ــ که در گذشت ٬ به سعادت زيست و بر روش پدران خود ــ که درود خدا بر آنان باد ــ ( قدم جاي آنها گذاشت) و از دنيا رفت . وصيت و دانش او نزد ماست و جانشين و قائم مقام او از اوست و جز ستمگر گنهکار ٬ کسي با ما در اين مسئله به مخالفت بر نمي خيزد ٬ و غير از کافر کسي مدعي جانشيني او نسيت
بحار الانوار جلد ۵۳ صفحه ۱۷۹

تصوير کربلاي معلا
خالق و خلايق
خداوند آفريدگان خود را بيهوده نيا فريد و سرگردان رها نکرد ٬بلکه آنان را به قدرت خويش خلق نمود و برايشان چشم و گوش و عقل دل آفريد ٬ آنگاه پيامبران را ــ که درود خدا بر آنان باد ــ به سوي آنها گسيل داشت که بشارت دهند و انذار کنند . آنان را به پيروي از دستور الهي فرمان دهند و از معصيت و نافرماني بازشان دارند و به آنها آنچه را در باره آفريدگارشانو دينشان نمي دانند ٬ بفهمانند . بر آنها کتاب نازل کرد و ملائکه را بسويشان گسيل داشت و به خاطر فضيلت و دلائل روشن و براهين آشکار و نشانه هاي پيروز که به آنها داد٬ بين آنها و مردمي که بر آنها مبعوث شده اند ٬ تفاوت قرار داد
پس در ميان آنان٬ يکي را خليل خود گرفت و آتش را بر او سرد و سلامت نمود٬ و با ديگري تکلم فرمود و عصايش را اژدهايي بزرگ گردانيد .يکي از آنان به اذن خداوند مردگان را زنده مي کرد و کور مادر زاد و مبتلاي به برص را شفا مي بخشيد و ديگري را زبان پرندگان آموخت و از هر چيز به او عطا فرمود
آنگاه محمد صلي الله عليه و آله را به عنوان رحمت براي جهانيان بر انگيخت و نعمتش را بر او تمام کرد و پيامبرانش را به او پايان بخشيد و او را به سوي همه انسانها فرستاد٬و صداقت و راستي او را آشکار ساخت و نشانه هاي (صداقت) آن حضرت را روشن نمود و سپس او را راضي و سعادتمند به جوار رحمت خود برد٬ و بعد از او کار را به برادر و پسر عمو و وارث او علي بن ابيطالب عليه السلام واگذار کرد
بعد از او به جانشيني که از فرزندان اويند ٬ يکي بعد از ديگري سپرد ٬ تا دينش را توسط آنها زنده ساخت ٬ و نورش را با آنان تکميل فرمود ٬ و بين آنها و ديگر برادران و پسر عموها و نزديکانشان تفاوتي آشکار قائل شد ٬ تا بدان وسيله فرقي بين او و کساني که بر آنان حجت اند ٬ شناخته شود ٬ و تفاوت رهبر و پيشوا از پيرو معلوم گردد٬ به اين که؛ آنان از گناهان دورند و از عيبها و زشتيها پيراسته اند و از آلودگي پاکند و از اشتباه و خطا منزه و محفوظند و آنان را با نگهبانان گنجينه علم خويش و امانت دار حکمت خود و رازدار اسرار خويش قرار داد و با دلائل روشن تأييد و پشتيباني نمود و اگر اينها نبودند ٬ آنان با ديگر افراد بشر مساوي بودند و هر کسي مي توانست ادعا کند از سوي خداوند رسالتي دارد و در آن صورت حق از باطل و دانايي از ناداني ٬ شناخته نمي شد
بحار الانوار جلد ۵۳ صفحه ۱۹۴- ۱۹۵

يا ابا صالح ادرکني و لا تهلکني